Hello
I'm Melika! Today I'm going to talk about the last day of school. On the last day of my school i gave cakes to everyone in my class! On that at day our teacher miss Tran gave all of us presents! I know what was in it because people in my class opened it so i know what was it was.... 2 led pens, 1 rubber and one lollie.
because I'm using my dads computer i will write finish it of latter.
Saturday, December 18, 2010
My first blog
Posted by
Anonymous
at
4:51 PM
0
comments
ملیکا و وب لاگ
فکر کنم ملیکا اولین دختر هفت ساله تو دنیاست که وب لاگ داره.
این وروجک خانم الان کنار من نشسته تا یاد بگیره چه جوری تو وب لاگش مطلب بنویس
چون ملیکا هنوز فارسی نوشتن رو یاد نگرفته ( البته الان داره میگه یک خرده یاد گرفتم) قراره که مطالبش رو به انگلیسی بنویسه.
من مطمئنم که نوشته ها، عکس ها و نقاشی های ملیکا برای همه جالب خواهد بود
حالا شما ها پس از خوندن مطالب ملیکا کم کم با این وروجک خانمی ، تربچه خانمی لپ قرمزی بیشتر آشنا می شید.
من مطمئنم که وب لاگ ملیکا کلی خواننده پیدا می کنه
Posted by
Anonymous
at
4:26 PM
0
comments
Saturday, August 22, 2009
نامه عذرخواهی
نامه عذرخواهی ملیکا به مامانشه .. ووروجک دیگه انگلیسی می نویسه... ولی خوب مجبوره برای اینکه بفهمه من چی راجع بهش نوشتم بزرگ که شد فارسی یاد بگیره

Posted by
Babak
at
6:55 PM
3
comments
نامه دوستت دارم
.
من خیلی دوستت دارم ملیکا جان... خیلی..................! تو اندازه اش رو نمی تونی درک کنی
Posted by
Babak
at
6:45 PM
0
comments
باغ وحش
با ملیکا ، پیتر ، جودیٍ و رزیتا رفتیم باغ وحش و جاتون خالی خیلی خوش گذشت. ملیکا که کلی با این حیوونا سر و کله زد و یک عالمه باهاشون عکس گرفت
.
ملیکا کلی وروجک شده و هنوز نقاشی کردن رو دوست داره. خاطراتش رو تو باغ وحش نقاشی کرده که بعداً اونا رو میزارم رو وب لاگ
Posted by
Babak
at
6:27 PM
0
comments
Subscribe to:
Posts (Atom)











